قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

عبدالرضا هلالی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش 

چون به فکر سوختن افتاده ای ، مردانه باش

جواب عرایض حضرتعالی رابدان جهت دادم که احساس شد از روی صدق و صفا و بی غرض نسبت به ذاکرین ابا عبدالله صحبت می کنید و تائید این مهّم جمله ای بود که به دل نشست (( امیدوارم جمعه ۲۲ محرم سالروز فاجعهء تخریب حرمیین عسگرئین در هیئت الرضا بازتاب بسیاری داشته باشد )) من ذاتا دوست دارم که نوکران آقا در رابطه با محبتشان به اولاد زهرا با من امری صحبت کنند جدا عرض می کنم من لذّت می برم ، در مقام نوکری برایم گواراست .

دوّم در رابطهء با مصاحبهء من با تلاش که عدّهء قلیلی منتقد داشت از دوستان ، که عارض شدند چرا این هفته نامه ؟ که سوال  شما هم اتفاقی شبه سوالی از اینگونه بود که مرا وا داشت پاسخ کلی به برادران خودم بدم که عقیدهء قلبی اینجانب در جایگاه پاسخی که دارم اینگونه بود.

۱) عموما این حقیر استادی را می پسندم که در خلوتی بوده و مشغول راز و نیاز و به دور از هیاهوی دنیا باشد یعنی نه سیاسی باشد ، نه اهل تریبون و منبر و موعظهء عمومی ، شخصیتی که نه شما و نه کسی دیگر او را نشناسد و به سادگی دسترسی به وی نداشته باشد اهل تقوی و دینداری بوده ، و نباشد شاگردانی کثیر که خواهان دست بوسی از او باشند .

۲) به هیچ عنوان انشاالله قصد سرپیچی از دستورات و اوامر رهبر عزیز انقلاب را نداشته و نخواهم داشت و از آن مهّم تر معظم له فرمایشی بزرگتر و پیامی عمومی تر مبنی بر اتحاد ملّی و انسجام اسلامی را در مملکت داشتند ، که این مهّم کمتر مهیا شد.

۳) دعوت به اقامهء عزای سیدالشهدا کمتر از هدایت نیست دوست من بهتر می دانید و صدق گفتارم چه بسیارند رسول ترک ها.... می دانید که اگر حسینی و زینبی نبود شاید دیگر اسمی از اسلام و دین پیغمبر و خدا نبود.

۴) عرض کردم علم برای عمل است نه مجادله ، ولی نگفتم شما با من ، یا من با شما مجادله خواهم کرد ، اگر از بوئی مجادله می بردم هیچ گاه جواب سولات شما را نمی دادم.

۵) فرمودید سبک خوانی تقلیدی و ضد ارزش ها .... به یاد خاطراتی از مرحوم ناظم افتادم که تحقیقی در این رابطه را به شما توصیه می کنم ، می دانید او نیز آغاز گر سبکی نو در مداحی بود و چه بسیار بودند افرادی که او را تکفیر کردند در بازار تهران و غیره ، امّا چه شد ؟ کدام نام جاودان ماند ؟ آنان که تکفیر کردند کجایند و مرحوم ناظم کجاست ؟ امیدوارم که اعمال ما خالص و برای رضای خدا باشد که اگر اینگونه بود.... ، (  توصیه می کنم کتاب هفتاد سال نوکری مرحوم مداح را حتما مطالعه فرمائید )).

۶) فرمودید که از دیدن عکستان بر روی مجله ناراحت شدم . اگر ریا نباشد بنده خیلی از دیدن عکس یک ذاکر به روی مجله خوشحال شدم، یادم می آید ۲ سال پیش وقتی که پلاکارد اسم خودم را در میدان تجریش حدود ۳ بعد از نیمه شب به روی دیوار نصب می کردم ، لحظه ای نشستم و به خودم گفتم نکنه از روی نفس دارم این پلاکارد  رو که برای به ظاهر خودم هست نصب می کنم ، صورتم را پوشانده بودم تا مبادا کسی مرا ببیند ، امّا دیدم بالاتر از اسم  عبدالرضا هلالی ، نام سخنران عزیز بود ، بالاتر از آن نام هیئت الرضا ، بالاتر از آن نام گرامی و معظّم حضرت سیدالشهدا.... بماند . بعضی اوقات آدم باید از بعضی رفتار و کارهایش لذّت ببرد به شرط اینکه نیّت او خیر باشد و برای خدا، اگر اینگونه بود مابقی حرفها پوچ است و توخالی به جان سیدالشهدا.

۷) فرمودید عبدالرضا هلالی را به نام سیدالشهدا می شناسند و سینماگران و  ورزشکاران در آن جولان می دهند و عکس هایشان در آن مجله می خورد ،با این تفاصیر این موقعیت را من فتحی می دانم عظیم که توانسته ام جای ارزشهای تو خالی ( به قول شما ) را بگیرم و عکسم جای آنان بخورد و این بسی جای شگفتی و پیروزی است ؛ هر چند که در هفته های گذشته عکس ریاست محترم جمهور ی در آن مجلهء به قول شما زرد در کنار مدیر مسئول نشریه خورده بود ، مراجعه کنید.

۸) عبدالرضا هلالی را به جز محبّت سیدالشهدا ، همین مردم هلالی کردند . هیچ وقت فراموشمان نشود، ما بچهء همین مملکتیم و همان ورزشکار و همان سینماگر به موقع خود جانشان را برای دین و مملکتشان تقدیم می کنند .

۹) فرمودید  در دیدار با علماء : از کجا می داانید که دیدار با این بزرگواران مقطعی است .... و آیا علمای ما فقط در قم هستند؟

۱۰) در مورد مطلبتان در مورد مادحین : اگر از بزرگواریها و خصلت های ذاکرین عزیز از شما بیشتر ندانم مطمئنا کمتر نمی دانم من به خوبی با سبک و سیاق حاج قربان و هم از توانمندی حاج منصور ارضی در مناجات و روضه خبر دارم از تبحر حاج سعید حدادیان در مقاتل ( که بی جهت لقب عالم مداحان  را به او نداده اند )) خبر دارم و هم شهرتم را از این عزیزان بیشتر نمی دانم ، و در مورد مطلبتان با حاج منصور باید بگویم نباید یادمان برود که او زحمات زیادی در این راه کشیده و دورانی را که من و شما در بغل مادرانمان شیر می خوردیم او مناجات با خدایش ، در سیدالکریم ترک نمی شد ، استادی دارم که می گفت استادم ، دندان مصنو عی اش را از دهان در می آورد و می گفت این دندان ها برای قالب دهان من است آیا این دندان را کسی می تواند استفاده کند ، پس یادمان نرود اندازهء خودمان صحبت کنیم .

۱۱)) امّا در مورد سید جواد ذاکر : بودنم در محضر بزرگانی چون حاج منصور و سعید حدادیان در جایگاه نوکری دلیل بر جبهه گرفتن علیه شخص خاص و مرحوم سید ذاکر نمی تواند باشد ، هر کسی را در قبر خویش می گذارند و اعمال و رفتار هر کس به خود او مربوط است ؛ من زیبائی ها را دراشخاص می بینم و بدی های آنان را در زیبائی هایشان برای خودم حل می کنم ، به شخصه برای تمام ذاکرین در مقام نوکریشان احترام و ارزش قائلم ؛ چون به صاحب آنان اعتقاد داشته  ام و دارم . اگر من جبهه ای برای خود داشتم سید جواد را در قبر نمی گذاشتم و در مراسمش شرکت نمی کردم و خودم را با کسی در نمی انداختم از جمله صدا و سیما ... بگذریم... روحش شاد

۱۲) فرمودید لطمه می زنید و خون میریزید ولی فیلمی واضح پخش نمیکنیم!؟! دوست عزیز اگه روزی اتفاقی از شما فیلمی گرفتن و پخش کردند یعنی من هم باید شما را ردّ و نفی کنم ؟ ما خودمون با خودمون مشکل داریم اینطور نیست؟

۱۳) بالاترین قاضی خداست ، نگذارید بشر خاکی برای من و شما قاضی گردد . بالاتر از شریح قاضی در امر قضاوت نداشته ایم ،عبادت و .... زبانزد بوده و گمراه تر از حضرت حرّ در واقعه ء کربلا نداشته ایم امّا چه شد عاقبتشان یک اشتباه شریح قاضی او را به کجا کشاند و یک ادب حضرت حرّ به او چه مقامی بخشید. دیگر قصد پاسخ سوالات شما دوست عزیز را ندارم. امیدوارم که مرا حلال کنید . دیدار یه قیامت انشاالله .

سجادهء شیخ و فرش مسجد بردند        چیزی که نمی برند فرمان خداست

۱۴) اللّهم عجل لولیک الفرج

                                                                                   کوچک شما عبدالرضا هلالی

                                                                                               ۲/صفر/۱۴۲۹


 
قفل اين پنجره ها منتظر واشدن است
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه تعالی

(( قفل این پنجره ها منتظر وا شدن است ))

                                                   (( من و تو )) گوش به زنگ ، منتظر (( ما )) شدن است

روزی از جنس همان روز که باید برسد

                               میــرســـد آخــــرِ ایــــن راه کـــه پیـــدا شدن است

قطره ایم ما همه امّا نه هزاران قطره

                               مـا بــه هم چون برسیم ، وسعت دریـا شدن است

و فقط یک سر سوزن من و تو فاصله داشت

                              بــکش ایـــن فاصلـــه را فصل شکـــوفا شدن است

چه کسی گفته : که سرد است هوا ، ای اخوان

                              به تــو سوگـــند زمیــن ، در پــی گــرما شدن است

ما درختان همین جنگل بی عاطفه ایم

                              و هــمیــن است تــبـــر ، تفرقــــهء مــا شدن است

دست به دست هم و آغوش به آغوش همیم

                             وقت عشــق است ولی ، لحظـهء تنهــا شدن است


 
 
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

عقل است که بنیان شرف محکم از اوست

                                                                 افزونی قیمت بنی آدم از اوست

خداوند متعال می فرماید : ما بنی آدم را مورد تکریم و تعظیم قرار داریم و از چیزهای پاکیزه به آن ها روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از مخلوقات تفضیل دادیم . این شرافت و فضیلت ها همه به واسطه ء عقل است . همچنین در قرآن کریم تاکید می فرماید که باید با تَعقّل و به کار بستن عقل مطالب را دریابید و بارها تاکید می فرماید لعلّکم تعقلون...

به واسطهء وجود همین عقلی که در اوست او سجود ملائکه واقع شده است . می دانی یعنی چه ؟ در میان تمام  موجودات خدا تنها اوست که این قابلیت راپیدا کرده .

البته نه هر انسانی چنین شرافت را دارد ! اون انسانی به چنین کرامتی مفتخر است که وظایف الهیه و دستورات شرع را بداند و عمل کند ، اون چیزی که عقل انسان را به آن دعوت می کند معرفت به خداست معرفت به سیدالشهداست . واقعا چقدر از ما بی معرفتیم ؟!

۲) در روایتی از رسول اکرم است که : هیچ شخص مسلمانی هدیه ای به برادر خودش تقدیم نمی کند که بهتر باشد از کلمهء موعظه و حکمتی که باعث هدایت او شود و او را از ظلالت و گمراهی باز دارد ، آیا در جلسات روضهء هیئت الرضا دعوت به چیز دیگری شده اید ؟ باز فرمودند : اگر انسان یک نفر را هدایت کند از تمام آنچه که آفتاب بر آن می تابد بهتر است ؛ و باز فرمودند امام باقر : کسی که باب هدایتی را به سوی مردم باز کند خداوند تبارک تعالی تا قیام قیامت اجر و پاداش تمام کسانی را که به آن مطلب عمل کردند به این تعلیم دهنده مرحمت فرماید ؛ آیا عمل من در روضه غیر از این بوده ؟ و آیا کسی تا به حال با روضهء هیئت الرضا به پای سجادهء عشق نشینی و راز و نیازبا خداوند نرفته اند ؟! 

۳) دوست من علم من برای عمل است نه برای مجادله ؛  امام حست عسگری فرمودند : جدال را ترک کن و او که حق با تو باشد انسان بین سه چیز قرار دارد . بلا و قضا و نعمت در بلا از جانب خدا بر او لازم است که صبر کنید و شکیبائی نمائید ، در مورد قضای الهی هم لازم است که تسلیم محض باشید در نعمت الهی هم شکر گذار. آیا می دانی که در این زمان هاست که جوهر حقیقت انسان ظاهر می شود . هر نعمتی بایستی در جای خود صرف شود مثلا نعمت صدای من باید صرف ذکر حسین و عزیز خدا و هدایت  عامهء مردم به سمت راه و هدف خون خدا ثارالله گردد نه صرف معصیّت و گناه .

همانطور گوش هم وظیفه اش این است که چیزهائی را که خدا دستور داده است بشنود و چیزهائی که نهی فرموده استماع نکند. آیا از دهان من غیر از نام حسین شنیده اید ؛ همین طور قدم های شما برای خدا باشد ، قدم شما به سمت مجلس ابا عبدالله است یا مجالس معصیّت ؟

۴) و اما تواضع -بندگان خالص خدا کسانی هستند که با تواضع و فروتنی بر روی زمین راه می روند و اگر اشحاص نادان نسبت به آنان خلاف ادب کنند سلام می گویند .

- با این مقدمه برای آکاهی شما جواب سوالات شما را عرض کنم . 

۱) فرمودید از دیدن عکس شما روی صفحهء اول مجلهء تلاش ناراحت شدم ؟ سوالم از شما این است چرا ؟

فرمودید روزی نامه است نه روزنامه و عکس فلان بازیگر یا فوتبالیست را چاپ می کند. مگر آن بازیگر و فوتبالیست در چه مملکتی زندگی می کنند ، و آیا به نظر شما ما برای خودمان حریم خاصی قائل نشدیم آیا منطقی است که چون فلانی ها کوه میروند ما نرویم یا پارک نرویم چون بی حجاب آنجاست ، مصاحبه نکنیم با اون مجله چون مخاطبینش درست و حسابی نیستند ؟ نه اصلا عمدا و از روی آگاهی با مجله ای به نام تلاش مصاحبه کردم چون مخاطبین اون مجله متفاوت با بقیهء مجلات است ؛ هر چند که باید بدانید مدیر مسئول اون مجله برادر شهید است .... شاید روزنامه و مجلات زیادی آمادهء مصاحبه باشند امّا این مجله ارجحیت داشت ...

۲) همهء روزنامه ها و مجلات به دنبال منافع مالی هم هستند و این چیز جدیدی نیست

۳) در مورد دیدار با علماء به هیچ عنوان از بازگو کردنش قصد سوء استفاده نبوده چه بسا با علمائی رابطه دارم که هیچ وقت نامی از آنان نبرده ام ؛ اگر نگویم می گویند چرا با علماء و مراجع در ارتباط نیستید ، اگر بگویم می گویند می خواهید کسب وجه و توجیه اشتباهات کنم. که دو گانه گوئی شما در این مطلب هم دیده می شه ، فرمودید جوانان حرف من را از یک عالم شاید بیشتر گوش کنن، پس اگر این طور باشد احتیاجی به کسب وجه و سوء استفاده نیست .

۴) فرمودید تاثیری شاهد نبودیم در هیئت اگرتاثیر شاهد نبود پس این جمعیت در این هوای سرد زمستان در هیئت چه می کردند ؟ به نظر شما تفریحی دیگر در این ایّام نبوده که این جوانان آنجا برن در این ده شب؟

۵) فرمودید چرا این ایرادات برای شخصی چون حاج قربان نیست ؟ چون نوار و سی دی از ایشان ضبط نمی شه ، مطمئنا حاشیه هم نخواهد داشت .

۶) فرمودید سید جواد مظلوم؟ تا قبل از مرگ او مرتّد بود بعدا الزاما شد مظلوم ، این هم از ....

۷) فرمودید تعارض روحانیت با هیئات دیده می شد ؟ که منظور شما رو نفهمیدم ، پس اون روحانی که از مشهد ۱۰ شب تهران بود بالای منبر چه کرد ؟!!

در ماهی هستیم که پر حادثه ترین وقایع سال در آن نهفته است نباید هیچ مسلمانی این ایّام را فراموش کند ؛ لذا برای ماندگاری این وقایع در تاریخ باید کوشش کرد هر چند که ۱۴۰۰ سال است که هنوز گرمی کربلا دلها را برای فرزند زهرا بی تاب کرده شرح و توصیف کربلا سنتی است الهی که ادامه خواهد داشت امیدوارم که زحمات همهء ما خرسندی ولی نعمت جهان هستی حضرت حجت ابن الحسن را در پی داشته باشد .


 
اعلام برنده مطلب هشت از پنج معيّن
ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه تعالی

میان قبر ، حبیبم به انتظار من است

                                     برای بردن تابوت من شتاب کنید

به یاد پیکر صد چاک شهید کربلا

                                     تمام غسل مرا زیر آفتاب کنید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمس اگر واقعهء کرب و بلا می دانست

                                 هشت از پنج معیّن به یقین کم می کرد

تفسیر همان است که عزیزان فرمودند  : خورشید اگر واقعهء کربلا را می دانست اصلا طلوع نمی کرد لذا در نتیجهء عدم وجود روز ، هشت رکعت نماز ظهر و عصر از نمازهای پنجگانه معین شده کم می شد. دوستان زیادی زحمت کشیدن و وقت گذاشتن و جواب دادن .از بین دوستان ۱ نفر را به قید قرعه ( آقای مهدی ایثاری نیا ) انتخاب شد. ۱ جلد کلام الله مجید به همراه قطعه ای از دستمال اشک مرجع عالیقدر میرزا جواد آقای تبریزی رحمت اله علیه به عنوان تبریک هدیه ای است که به دوست عزیزم تقدیم خواهم کرد . جلسه ء هفتگی هیئت الرضا منتظر شما دوست عزیزم هستم؛ به امید زیارت کربلا و نجف . 

یا علی مدد  


 
 
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

                                                  بسم الله الرحمن الرحيم

  ميشه با ستاره رج زد آسموناي خدارو
                                               ميشه بارون شد و بو كرد ريشه خشك گلارو

به عنوان كوچك كوچك كوچك همهء آستان بوسان حريم مقدس اهل بيت عليهم السلام  از همه كساني كه تو اين سرما با گرمي وجودشان زينت بخش مجالس روضه و عزاداري دهه محرم بودن از علما و مراجع سخنرانان فهيم ، شعراي شب زنده دار، چه مداح و زاكران خوش لحن و آسماني ابا عبداله،  چه بانيان زحمت كش و دلسوز، مستمعين و شركت كنندگان و رونق دهندگان عزاي سيدالشهدا عليه السلام كمال تشكر و قدرداني و ارادت را دارم، اجر همه تان با دلسوخته كربلا زينب كبري سلام اله عليه .