قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

مصاحبه با وبلاگ سربداران
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
مصاحبه با وبلاگ سربداران
 
قسمتی از دست نوشته های عبدالرضاهلالی در تاريخ ۲۲/۱۲/۱۳۸۵
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

                              بسمه تعالی

خدایا: واقعأ شرایطم سخت است، مصلحتت بالاتر است هم از لحاظ روحی سخت هست و هم از لحاظ تکلیفیُ، که نمی تونم چیزی بگم؛ وقتی درفشار قرار می گیرم حمایت عمومی خیلی موضوعیت پیدا می کند،  میدانی؟ چون فطرتآ هر انسانی نیاز مبرم به حامی دارد. اکثر حمایت ها جنبه کولی دادن داره و خُرد شدن دوستانم که با آنان گریه ها برای مظلومیت سیّدالشهدا کرده ام به راحتی کنارم گذاشتند . من هستم و کوله باری از حرف و حدیث و افترا و تهمت و مریضی چه بایستی کرد نمی دانم . پناه به تو ....  

                         ۲۲/۱۲/۸۵

                                              ۲:۴۵ دقیقهء نیمه شب  


 
رسالت
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

مگر رسالت ما چیزی جز رساندن پیام حقّ و حقیقت به مردم است و مگر جز این است که ایجاد محبّت نسبت به ائمه اطهار علیهم السّلام و زنده نگه داشتن آن در قلوب مردم عین دین است که (( هَل ِ الدّین الاالحُب )) و این محبت است که زمینه ساز به وجود آمدن شناخت ، آگاهی ، علم و حتی عمل است.

و قطعا وظیفه ما چیزی نیست جز تثبیت این محبّت و گسترش آن ،حال چه باک ؟ اگر عدّه ای گمراه و از خدا بی خبر جاهل ، سعی در نابود کردن و ضربه زدن به این مکتب را دارند ، که نه ما در حدّ امیرالمومنین که شهادتش نزدیک است هستیم و نه دروغ هائی که به ما میبندند ناحق تر از تهمت هائی است که به ایشان می بستند (( مگر علی نماز می خواند ؟!! ))  و چه چیزی  جز بشارت های قرآنی می تواند انسان را دلگرم به ادامهء راه کند ، (( اِنّی لا اُضعُ عَمَلَ عامل مِنْکُمْ .. آیهء۱۹  سوره آل عمران .. ))  (( وَ مِنْ یَعمَل مِنَ الصالحات و هو ... آیهء ۱۱۲ طه )) راهی که که ما در آن قدم نهادیم راهی بسیار طولانی و دشوار است ودشمنان بسیاری نیز در راه فتنه کردن و از سر راه برداشتن ما خستگی ناپذیر کار می کنند که اینان ناراحتند که مردم به جای سرگرم بودند به ابتذال زندگی های روزمره با نام حسین(ع) روز را به شب برسانند که این نام به افراد قدرت می دهد. شهادت و توانائی براندازی ظلم و ظالم رامیدهد و هر چه داریم از محرم و صلوات .... امام رحمة اله علیه) و نهایتآ وظیفه ما در معرض آسیب های فکری بسیاری قرار داریم. چرا که با نام اسلام می خواهیم مسلمان زندگی کنیمُ رسول اله هم از این خطر در امان نبودند (آیه ۹۷ سوره حجر) ما می دانیم که بزرگترین اشتباه ما امروز رهاکردن مسئولیت ها و ضعف نشان دادن در مقابل دشمن است.

نشان دادن خستگی و کسالت در پیمودن ادامه ی راه، راهی که منتهی خواهد شد به دولت عادلانهء تنها بازمانده رسول گرامی اسلام یار جمکرانیمان، مهدی موئود عجل لله تعالی فرجه الشریف


 
تقديم به مادر سادات که با نامش دلم باز می شود
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه تعالی

تا آمدی کمی بنشینی کنارمان                         تقدیر اشاره کرد به کم بودن زمان

از روی خاک باکمی اکراه پا شدی                    رفتی وضو گرفتی از اشراق و بعد از آن

هجده نفس کشیدی و رکعت به رکعتش           نزدیک تر شدی به خودت،ذات بی نشان

کم مانده بود درد پیغمبر خدا                            مردم خدایشان بشود یک زن جوان !

می خواستی جلوه کنی بر زمین ولی              توحید غیرتی شد و بردت به آسمان

از عصر جاهلیت آنها ، تو را گرفت                    دادت به درک ناقص این آخرالزمان

حالا هزار سال پس از تو رسیده اند                  اهل زمین به قسمت جذاب داستان

جائی که آسمان به زمین رزق می دهد            از سفرهء نگاه تو ، بانوی مهربان !

در کوچه های ساکت و مرطوب شهر ما            حس می شود حضور شما موقع اذان

امّا هنوز منظرهء بکر خالقی                             که وانشد به دیدن تو چشم  دیگران

این شعر را بگیر و برای فرشته ها                    با لهجهء خدا و صدای خودت بخوان ...

 


 
انتظار ( عبدالرضا هلالی )
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه الله الرحمن الرحیم

چه انتظار عجیبی  !

                          تو بین منتظران هم ، عزیز من

چه غریبی !

                          عجیب که چه آسان نبودنت شده

عادت .

                         چه بی خیال نشستیم ، نه کوششی نه وفائی

فقط نشسته و گفتیم :

                         خدا کند که بیائی ...


 
به امید زیارت یار جمکرانیمون آن مه جبین ( عبدالرضا هلالی )
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه الله الرحمن الرحیم

نمی دانم شاید این را شنیده ای که آبروی مومن از آبروی کعبه بالاتر است .

بعد  از چندی خدمت به آستان اهلبیت باید مسلک اهلبیت تو وجودمون باشه ، که هر کس با دیدن ما یاد سیداشهدا و امام زمان بیفته . اگر این طور نباشه ، ما به خودمون هم دروغ گفته ایم و خسرالدنیا و الآخره شده ایم . مثل این می مونه که ما تو عطر فروشی کار کنیم امّ بوی عطر ندهیم پس ما فقط شکل و دکان عطر فروشی رو درست کردیم و حقیقتا عطری در کار نیست ، منی که ۳۰ الی ۴۰ سال خادم آستان سیداشهدا باشم مگر می شود که خود مسلک حسینی نگرفته باشم ، اگر ما عاشق امام زمان باشیم مگر می شود زندگی ما رنگ و بوی امام زمانی نگیرد، شخصی ۴۰ هفته رفت به جمکران هفتهء چهلم ماشینش خراب شد نتونست بره جمکران اومد تو بازار خیلی ناراحت یه رفیق قفل ساز داشت خیلی مومن ، نشست شروع کرد درد و دل کردن و از قضایای جمکران و نطلبیدنش گفت . حرفاش که تمام شد یک دفعه دید یه آقای زیبائی آمد پیش مرد قفل ساز ، طرف احترام کرد به قول امروزی ها گپی با هم زدن بعد آن آقا رفتند ، سئوال کرد این آقاکی بود ، گفت : نشناختی ! اون پسر زهرا ،ابا صالح المهدی بود ، گفت : این آقا هفته ای یکبار می آیند دم مغازه به من سر می زنند ، با تعجب گفت: مگه می شه هفته ای یکبار آقا بیایند دیدن تو مگه تو چیکارمی کنی گفت: بشین تا ببینی من چه کار می کنم  تو همین احوالات پیر زنی  آمد پیش قفل ساز گفت : آقا من هر جا میروم این قفل رو از من ۲۰ تومان می خرن امّا من احتیاج به ۳۰ تومان دارم  ،قفل ساز یک نگاهی به قفل کرد و گفت پیرزن  این قفل ۱۰۰ تومان می ارزه من ۹۰ تومان می خرم و ۱۰۰ تومان می فروشم .

آره عزیزه دلم ، می خوام بگم اهل بیت قلمبهء وجدان بودن ، عباس ( ع ) وجدان داشت ، معرفت داشت امام شناسیش بالا بود . نمی خواد تا صبح هم بشینیم گریه کنیم ، یک ذره وجدان داشته باشیم تو کارمون . اون قفل سازه هم وجدان داشت به واجباتش هم عمل می کرد ، نه زیاد نه کم .

به امید زیارت یار جمکرانیمون آن مه جبین              

 ۲:۳۰ نیمه شب     ۱۱/۲/۸۶


 
 
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 بسمه تعالی

اگر یکبار دیگر می زیستم ، سخن کمتر می گفتم ،بیشتر گوش می سپردم ، دوستانم را به شام دعوت می کردم بی آنکه نگران لکه هائی که بر فرش افتاده یا مبلی که رنگ و رویش رفته است باشم . اگریکبار دیگر می زیستم ، دوستت دارم های بیشتر و ببخشید های بیشتری می گفتم .

از هر آنکه گفتم مهمتر اگر یکبار دیگر زندگی می کردم هر لحظه آن را در چنگ می گرفتم به آن می نگریستم و آن را واقعا می دیدم هر لحظه را زندگی می کردم و هرگز آن را باز پس نمی دادم . بر سر چیزهای کوچک تا این حدّ برافروخته نمی شدم ، نگران آن نبودم که چه کسی مرا دوست ندارد و چه کسی از من بیشتر مال جهان دارد و یا دیگران چه می کنند ، در عوض از آنانکه دوستمان داشتند لذّت می بردم ( بیا تا به آنچه خدا به ما داده است بیاندیشیم ) .

بیا تا هر روز به آنچه برای بهبود جسم و  روان خود عواطف و روحیات خود انجام می دهیم فکر کنیم . زندگی کوتاهتر از آن است که بگذاریم از کنارمان بگذرد زندگی تنها یک لحظه با ماست و آنگاه رفته است .

خدایا مرا به خاطر شکایتهایم ببخش و زمانیکه ناشکری کردم به آرامی به من یادآوری کن از تو به خاطر آنچه برایم مقدُر کردهای متشّکرم .

 


 
 
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 بسمه تعالی

اگر یکبار دیگر می زیستم ، سخن کمتر می گفتم ،بیشتر گوش می سپردم ، دوستانم را به شام دعوت می کردم بی آنکه نگران لکه هائی که بر فرش افتاده یا مبلی که رنگ و رویش رفته است باشم . اگریکبار دیگر می زیستم ، دوستت دارم های بیشتر و ببخشید های بیشتری می گفتم .

از هر آنکه گفتم مهمتر اگر یکبار دیگر زندگی می کردم هر لحظه آن را در چنگ می گرفتم به آن می نگریستم و آن را واقعا می دیدم هر لحظه را زندگی می کردم و هرگز آن را باز پس نمی دادم . بر سر چیزهای کوچک تا این حدّ برافروخته نمی شدم ، نگران آن نبودم که چه کسی مرا دوست ندارد و چه کسی از من بیشتر مال جهان دارد و یا دیگران چه می کنند ، در عوض از آنانکه دوستمان داشتند لذّت می بردم ( بیا تا به آنچه خدا به ما داده است بیاندیشیم ) .

بیا تا هر روز به آنچه برای بهبود جسم و  روان خود عواطف و روحیات خود انجام می دهیم فکر کنیم . زندگی کوتاهتر از آن است که بگذاریم از کنارمان بگذرد زندگی تنها یک لحظه با ماست و آنگاه رفته است .

خدایا مرا به خاطر شکایتهایم ببخش و زمانیکه ناشکری کردم به آرامی به من یادآوری کن از تو به خاطر آنچه بریم مقدُر کردهای متشّکرم .

 


 
هم قفسان ( عبدالرضا هلالی )
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه تعالی

خسته ام ، خسته از این خسته شدن                           پــر وبــالی زدن و بــستــه شدن

بــایــد ایـن بـار پــریـــد هـــم قفسـان                          ذلّت است ، گندم و وابسته شدن

کــار مــردان بـزرگ اســـت عـــزیـــز                            زقـــفــس رفــتن و وارســته شدن

مٌـــردن عــاطفـــه ها شـــایعـــه بود                            این بدی هاست که همدسته شدن

بیـــت آخـــر نــــرسیــد خسته شدم                          خسته ام ، خسته از این خسته شدن


 
ملک الموت فرشته است نه... ( عبدالرضا هلالی)
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند که قصد ندارم به چچنین صحبتهایی چه خوب و چه بد پاسخ بدهم ... و ترجیح میدهم بیشتر مطالبی را در وبلاگم بگذارم که برای خودم و شما مفید باشد ، امّا... ، ایکاش با توهین به من مشکلات دنیوی و اخرویّت حل میشد ، خداوند مذاقت را هم در این دنیا و هم در آن دنیا تلخ کند . حقیقتا بیا کاری برای نفس خودت بکن توصیه می کنم به درس اخلاق استادی برو  و برای توهین هایی که میکنی با بزرگی مشورت کن ، که آنان انشاءالله طبیبان نفس تو خواهند بود  و حتما دارویی برای این بیماری مهلک نفسانیّت سراغ دارند . و درنهایت بدامن اهل بیّت چنگ بزن

هر چند که همان حافظ علیه الرّحمه فرمودند :

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک         چو درد تو نبیند که را دوا بکند

و برای من هم دعا کن   ، والله قسم کمتر از آنم که به خاطرم مرتکب گناه و غیبت شوی دنیا و آخرتت را تباه نکن و پی کسب معرفت باش و خودشناسی را سر لوحهء کار خود کن تا بفهمی شما بزرگتر از آنی که به این برخوردها  روی بیاوری .

و امّا ، اگر بغض تو به خاطر آن قطعه فیلم است که صحبتی با تو دارم ، خداوند قاهر است همه می دانیم ، یعنی کسیکه که مسلمان باشد و خداوند او را رها نکرده باشد قهرن خداوند او را در امتحان قرار می دهد . خداوند با این فتنه ای که به پا شد که مسلما تقدیر او بوده است   انشا ءالله من را به صبر کردن در بلا مورد امتحان قرار داده است و شما را به عمل کردن به دین و سیرهء اهل بیت ، پس من صبر پیشه می کنم و امیدوارم که خداوند به مدد خود مرا در این امتحان بس عظیم سر بلند گرداند ، ولی شما هم بروید در خودتان نظر کنید و کتاب وجودتان را مطالعه کنید ، همانطور که در قرآن کریم فرمود : (( اقراء کتابک )) ...

ببینید که در این امتحان موّفق شدید و یا به راحتی با تهمت زدن ،غیبت کردن و آبروی مسلمانی را بردن و افشای سرّ و انتشار خصوصی ترین مسائل زندگی بنده ای از بندگان خدا که همگی آنان حقّ الناس است مرتکب سخیف  ترین گناهان شدید نه رضای هلالی هر کسی... ، دین و دنیا و آخرتتان را به نفس امارهء خود فروختید ، به چه قیمتی ؟

و در آخر برای تو و خود  از زبان حافظ دعا می کنم :

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                            آیا شود که گوشه ء چشمی به ما کنند

در دم نهفته به ز طبیبان مدّعی                              باشد که از خزانهء غیبم دوا کنند  


 
گوشش صدا کنه بنده خدا می گفت (عبدالرضا هلالی)
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

پُستتان پستتان کرده است - آلت دستتان کرده است

نانتان دین و ایمانتان - شد ریا و دغل کارتان

سوی آتش چه خوش می روید- دست شیطان نگهدارتان


 
سؤال شود! عبدالرضا هلالی
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

خداوندا چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد فرموده باشد؛

 کودکی شان، اینکه آنان از کودکی شان خسته می شوند و عجله دارند تا بزرگ شوند ودوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند؛

-  اینکه آنان سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند بعد پولشان را از دست     می دهند تا سلامتی رفته شان را باز جویند.

- اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش نموده اند، بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه درآینده

- اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرن و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته  اند.


 
نداستن بدنيست . نپرسيدن بد است (عبدالرضا هلالی)
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

وقت شعر گفتن من بود نمی دانستم

لحظه، رفتن من بود نمی دانستم

من بیچاره گم و گور شدم در پی او

سر او برتن من بود نمی دانستم

به خیالی که مرا زنده کند فهمیدم

نیتّش کُشتن من بود نمی دانستم

مسئله بود و نبود است ، نبودن بهتر

بودنش مُردن من بود نمی دانستم

خودش خیالی به چد حد تا به کجا ای مردم

دولت هم دشمن من بود ، نمی دانستم

                                          عبدالرضا هلالی


 
اللّهم عجل لوليک الفرج ( عبدالرضا هلالی )
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

میلاد با سعادت آقا امام زمان  بر تمامی منتظرانش مبارک باد.


 
عبدالرضا هلالی
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه الله الرحمن الرحیم

ایمان به انتهای زمستان بیاورید                                      بر سفره های خالی ما نان بیاورید

در آسمان ابری این شهر ما کمی                                   باران رنگی و  رنگین کمان بیاورید

دستم نمی رسد به ستاره کمک کنید                           باید برای چیدنش ، نردبان بیاورید

ما از خدا برای همه درخواست می کنیم                           امّا برای سگان ! استخوان بیاورید

دیگر کسی به خانه ما سر نمی زند ؟                           مهمان حبیب خداست ؛ مهمان بیاورید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  باید بدانیم ....

یکی از آموزش های لازم از سیره مقّدس حضرت رسول صل الله علیه وآله آموزش نحوه دعوت به حقّ است ، نحوه تبلیغ و رساندن پیام حقّ به مردم ، شاید در ابتدا برای افرادی کار کوچک به نظر برسد  و فکر کنند این دعوت و ابلاغ پیام چه فرقی با سایر دعوت ها و ابلاغ پیام ها دارد ....

قرآن در سوره مبارکه طه در مورد موسی بن عمران ( علی نبینا و آله )  مطلب را طرح می کند که .. با این جمله ها یک سلسله تقاضا ها می کند ؛ (( رَبِّ اَشْرَح لی صَدری )) پروردگارابه من شرح صدر بده، شرح صدر خلاصه معنی اش این است ظرفیت روحی بسیار وسیع و تحمل فوق العاده زیاد ، خدایا بر ظرفیت روحی من بیفزا (( وَ یَسِّرلی اَمری )) کار مرا بر من آسان بگردان این بار سنگین را برای من آسان و سبک کن ، با ر سنگین که آن هم جز بار دعوت و تبلیغ و مواجه شدن با مردم نیست !!

که قرآن در مورد رسول اکرم صلوات الله علیه و آله می فرماید : (( اَلَّذی اَنْقَضَ ظَهْرَکْ )) آن چنان این کار سنگین است که قرآن تعبیرش اینگونه است : داشت پشت تو را می شکست ...

اینها همه برای امّت آموزش است ،چرا خداوند این حقیقت را با پیغمبر  خودش بازگو میکند و در اختیار همه امّت می گذارد؟ وقتی که مسأله طرح می شود علامت این است که باید آن را آموخت ، کار دعوت است ، کار تبلیغ است ، کار آسانی نیست ... پس ما از قرآن می آموزیم که اولین شرط در امر دعوت و پیام رسانی شرح صدر است ، دل وسیع و ظرفیت وسیع به اندازه دنیا ....

۱۵/۳/۸۶

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تمامی دوستانتان بگوئید  : چهارشنبه نیمه شعبان ولادت منجی عالم امام زمان است بعد از نماز ظهر در سراسر ایران اسلامی دو رکعت نماز حاجت به نیّت ظهور می خوانیم  و ندای اللّهم عجل لولیک الفرج سر می دهیم ، یعنی خداوند دعای همزمان هفتاد میلیون شیعه را اجابت نمی کند ؟  


 
عبدالرضا هلالی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسمه الله الرحمن الرحیم

خدایا ! ما مدعیان دروغین انتظاریم ، حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم . اما به اندازه ساده ترین دوستمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم . ( دعا کنید بیاید... )