قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

محبت علی علیه السلام
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

۱) گروهی از یاران خویش از صفین بر می گشت ، نزدیکی کوفه به قبرستانی رسیدند ، حضرت مولا رو به قبرها نمود و فرمود: (( ای ساکنان خانه های وحشت ، گودال های هولناک و قبرهای تاریک! ای ساکنان خاک ، غریبی ، تنهائی و بی کسی! همانا شما در مرگ سبقت گرفته اید و ما نیز به شما می پیوندیم !! اما به شما از حال دنیا  خبر دهم . بدانید که خانه هایتان که در آن ساکن بودید به دیگران رسید ُ زنهای شما به ازدواج دیگر در آمده و اموالتان نیز بین وارثان تقسیم گردید. خوب حال شما از حالتان به ما خبر بدهید!! حضرت رو به یاران بهت زده اش کرد و فرمود : اگر اجازه سخن به آنها داده می شد می شنیدید که می گفتند : بهترین توشه برایمان پرهیزگاری بود...))

امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب که به حقیقت امیر بیان است در کلامی فرمود: خانهء قبر همانا خانهء تنهائی ،وحشت و غریبی است . آگاه باشید که قبر یا باغی از باغهای بهشت است و یا دریچه ای به سوی دربهای جهنم خواهد بود.

۲) حارث همدانی از یاران و شیعیان مولا بود. روزی خدمت آقا رسید : خورشید در آسمان نظاره گر دیدار وی از مولایش بود. مولا از حارث پرسید : در این هوای گرم چه شده نزد ما آمده ای ؟! حارث پاسخ داد : عشق و محبت شما آقا. در منزل مشغول استراحت بودم ؛ محبت شما رو در دلم مرور می کردم ، دلم برایتان تنگ شد. امام دقایقی سکوت فرمود رو به حارث نمود و گفت : ای حارث همدانی به راستی اگر در ادعای خودت که محبت مرا در سینه داری در کمال صداقت باشی به یقین بدان در ۳ سه زمان و مکان مرا خواهی دید،

اول) هنگام مرگ زمانی که جان به حنجره ات برسد.

دوم) هنگام عبور از پل صراط.

سوم) هنگام حضور در کنار حوض کوثر در کنارم خواهی بود .

شهادت مونس قبرمان ، پناه قیامتمان،امیر محشرمان،حیدر کرار را پیشاپیش به همه رهروانش تلسیت عرض می نمایم .

 

التماس دعای مخصوص

عبدالرضا هلالی


 
( من با ابلیس رفیقم ؟! )
ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ÷ردهء اول ، ÷ده سوم ، ÷رده ÷نجم ، ÷ردهء هفتم

به نام یگانه خدا

 پردهء اول : هر کسی که بگه شیطون با من کاری نداره و سراغی از من نمی گیره ، دروغ گفته چون شیطون با همه کار داره مخصوصا با اهل ادعا ... با هر کسی هم به زبون خودش Love می ترکونه .اما با بعضی ها هم اصلا کار نداره ، اصلا ، چون نمایندهء خودشن اونم از نوع تام الاختیارش ، فقط ماه به ماهی بشه سر بزنه ببینه کارها خوب پیش میره یا نه که به لطف خودش بهتر از اون چیزی که انتظار میره رفقاش سنگ تموم میزارن زیاد تو جنسیت هم فرقی نداره میتونه زن باشه یا مرد ...

پردهء دوم : بابا تو رو خدا انقدر گیر به این ابلیس بیچاره ندین ، یقتونو میگیره روز قیامتیه ها  . مگه دست و پاش زنجیر نیست این رونده شدهء بی پدر مادر ... اعوذبالله بابا منم شیطان رجیم ؟!

پردهء سوم : وای چقدر علف هرزه ابله چقدر آدمهای خود معرفیول دور از جون بعضی ها ، تو این اتاق کوچیک دنیا باید ببینیم و تحمل کنیم . قال رفیقمون که فرمود : نماز، روزه ، تحمل خود معرفها . باشد وعدهء بهشت انشاالله.

پردهء چهارم : آقا اجازه ؟! میشه به خاطر موردآخریه هم که شده من جهنمی باشم ؟!!!!

پردهء پنجم : ببین آقا جون خودتم تنت می خواره .... نونت نبود آبت نبود دیگه وبلاگت چی چی بود ... خدا ازت نگذره حمید عبداللهی ....

پردهء ششم : ببخشید جائی سراغ ندارین من برم که کسی سر به سرم نذاره  ؟! من نمیدونم این تُرشیده ها...... ؟!

پردهء هفتم : ساعت 6:14 صبحه ، تلویزیونم داره پرواز پرنده هارو نشون میده ، کوچ ، یه کوچ اجباری و بیصدا .... پردهء هفتم باشه برا قبلهء هفتم....

 

6 رمضان 1429

عبدالرضا هلالی


 
ماه خوبان
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ماه خوبان ، عدالرضا هلالی ، آب طینت ، آخر سخنم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رسول خدا فرمود : هر مولودی بر فطرت ، یعنی معرفت به ( توحید ، اسلام ، نبوت و امامت ) متولد می شود و در روز قیامت می گویند ما از فطرت خود غفلت کردیم . روایت است علت اینکه حضرت آدم ، آدم نامیده شد (علل الشرایع ) این است که او از اَدیم زمین  (اَدیم یعنی ظاهر زمین . که در معانی الاخبار میگویند اَدیم زمین چهارم است ) خلق کردند و آب طینت آن حضرت عبارت است از آب شیرین و گوارا ، آب شور ، آب تلخ ، آب بد بو .

١) آب شور در دو چشم قرار داده شد  ، که اگر اینطور نبود ( پیه ) آنها آب می شد

٢) آب تلخ در دو گوش برقرار شد ، که اگر آب گوشها تلخ نبود جانوران خزنده در آن داخل می شدند

٣) آب بدبو در بینی قرار داده شد تا انسان بوهای خوب رو دریابد و علت اینکه آب شیرین و خوشگوار در دهان انسان جاری شد آنست که طعم غذا و آب رو درک کند

همینکه خدای رئوف ، حضرت آدم رو خلق کرد و روح رو در بدن او دمید امر کرد ملائکه او را سجده کنند و این سجده در واقع برای خدا بود و نسبت به حضرت آدم اطاعتی بود ؛ اینجا بود که ابلیس به جهت طغیان و حسودی از سجده کردن امتناع کرد و گفت من از آتش و آدم را از خاک خلق کردی ؟! ابلیس یعنی در این قیاس نیز اشتباه کرده بود و خطا رفت زیرا آن گل که خدا آدم را از آن خلق کرد از آتش نورانی تر بود ،چون آتش از درخت و درخت از گل بوجود می آید . آنگاه ابلیس گفت : مرا ازسجده  معذور بدار لذا خدا او را ملعون و مغضوب کرد ، ابلیس گفت خدایا پس مرا تا روز معلوم مهلت بده ، خطاب رسید تو تا روز معلوم مهلت خواهی داشت .امام صادق (ع) فرمود ابلیس گفت :خدایا به عزتت که غیر بندگان مخلص تو کلیهء بندگان را اغوا خواهم کرد . البته روایت است ابلیس تسلط ندارد که مؤمنین را از ولایت امیرالمؤمنین خارج و در ولایت جبت و طاغوت داخل کند ، و امّا این ماه روایت است از رسول الله که دیدم عده ای رو غل و زنجیر کرده اند و با غضب به سمت آتش می برند فرمودند اینها چه کسانی هستند که با این ذلت و خواری می برید عرض کردند اینها کسانی هستند که با ماه رمضان دشمنی کردند، حالا که در این ماه عزیز خداوند وعدهء بخشش و فرصت توبه و بندگی به ما داده این ماه خدائی رو غنیمت بشمریم ، با خدا آشتی کنیم و بر سفرهء کرامت و مهربانی اش مهمان شویم که اوست اکرم الاکرمین .

در آخر سخنم ،( موقع افطارتون با سلام آقائی رو یاد کنید که بی ردا، تشنه و گرسنه به روی خاک گرم ، داخل گودی سر از بدنش جدا کردن ) التماس دعا

 

شب ١ رمضان ١۴١٩

١٢ شهریور ١٣٨٧