قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

بهلول عاقل
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

برای چراغعلی با مزه  یا همون لوستر : خوب بلدی با احساسات مردم بازی کنی  واقعا خنده دار بود حرفات ، افغانی عزیز بزار برات یک حکایتی از بهلول بگم  تا بیشتر با هم بخندیم البته نه به هم بخندیم  :

روزی بهلول پیش خلیفه هارون الرشید نشسته بود جمعی زیادی از بزرگان نزد خلیفه بودند طبق معمول خلیفه هوس کرد سر بسر بهلول بگذارد در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد ، خلیفه به مسخره به بهلول گفت ببین این حیوان چه می گوید گویا با تو کار دارد

بهلول رفت و برگشت گفت : این حیوان میگوید ، مرد حسابی حیف از تو نیست که با این خرها نشسته ای زودتر از این مجلس بیرون برو چونکه ممکن است خریّت آنها در تو اثر کند ...

کاشکه اسم خودت رو میگذاشتی چراغ عمر ... حیف از اسم علی نیست که براحتی مرد تمسخر می گیری ، جوان مردم برای خودشون شخصیت دارند بزار حداقل اون کسیکه اونور دنیاست بازیچه احساسات شیطانی تو نشه .