قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

یا امیرالمومنین حیدر
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

لعن در لغت عرب به معنی راندن و دور کردن است ، لعن گاهی عبادت است اگر نسبت به کسی که سزاوار آن است باشد چنانه درود فرستادن عبادت است نسبت به مستحق آن اگر برای رضای خدا باشد. و دلیلش اینکه خدای عزوجل در چند آیه لعن و در پاره ای امر به لعن فرمودند ١) فَلَعنَهُ اللّهِ علی الکافرین - پس خشم خدا بر کافران باد - بقره/ آیهء ٨٩- ٢) اولئک عَلَیِهم لَعنَةُ اللّه وَ الملائِکِهِ . النّاس ِ اَجمعین - بقره /آیهء ١۶١- بر ایشان ااست لعنت خدا وملائکه و تمام مردمان )) ٣) الا لَعنةُ اللّه علی  الظالمین - هود/ آیهء ١٨ آگاه باشید که لعن خدا بر ستمکاران عالم است )) و ....

و کافی است در شرفش که خدای سبحان آن را وسیلهء اثبات دعوی نبوت و حجتی بر منکرین قرار داده است چنانچه در مباهلهء با مسیحیان نجران فرمود (( ثُمَ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتُ اللّه علی الکافرین    سپس نفرین کنیم پس بگردانیم لعنت خدا بر دروغگویان - آل عمران/آیهء ۶١ )) .

و کسی که پیگیری کند آنچه را که از ائمه اطهار در کافی و غیر از آن از کتاب های حدیث و غیره رسیده ، که لعنت کرده اند آنان را که سزاوار لعن بوده اند و تصریح به نامشان نموده اند ، می فهمیم که این لعنت نمودن از شعبه و شعارهای دین است که در آن شک  و تردیدی نیست .

امام صادق صلوات اله علیه فرمودند : کسی که شک کند و در کفر دشمنان ما و کسانی که ظلم کردند به ما اهلبیت ، کافر است (( وسائل الشیعه ج 18/ص 561 )).

پس دوست داشتن دشمن خارج شدن از دوستی دوست است. امیرالمؤمنین علیه اسلام گروهی را لعن کرده چنانچه در قنوت نماز واجب  لعن می کرد معاویه و عمروبن العاص و ابو موسی اشعری و ابوالأ عودالسّمی را ، با آنکه حضرت با گذشت ترین مردم بود در مورد گناه جنایتکاران ، و اگر او لعن را بهترین وسیلهء تقرب نمی دانست آن را در نماز واجب بکار نمی برد. ( الغدیر ج 10/ص 157 و لعن نمودن رسول الله معاویهء ملعون در الغدیر ج 10/ص139 . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 / ص79-ج15/175-ج6/ص289. تاریخ طبری ج11/ص357 و ....

و اصحاب ما روایت کردند که امیرالمؤمنین در پاره ای از نافله هایش دو بت قریش ؛ ( اولی و دومی ) را در قنوت لعن می فرمودند ( دعای صنمی قریش در صفحات172 تا 174 ) چنانچه اهل سنت عامه نیز روایت کردند . امام حسن عسگری از پدران بزرگوارشان صلوات الله علیهم چنین نقل فرمودند : روزی رسول خدا به یکی از اصحاب فرمود : برای خدا دوست بدار و برای خدا متنفر باش ، برای خدا دوستی کن و برای خدا دشمنی ، زیرا ولایت خدا جز از این راه به دست نمی آید و هیچ کس هر قدر هم که نماز و روزه اش زیاد باشد طعم ایمان را نمی چشد مگر اینگونه باشد ، و امروز بیشتر برادری ها و دوستی های مردم برای دنیاست بخاطر آن یکدیگر را دوست می دارند و به خاطر آن از یکدیگر بدشان می آید ولی این برایشان سودی نخواهد داشت. و این آنها را از جانب خدا بی نیاز نمی کند . آن شخص پرسید چگونه بفهمم که دوستی و دشمنی ام برای خدا بوده و ولی خدا کیست که با او دوستی کنم و دشمن خدا کیست که با اودشمن  نمایم ؟ حضرت رسول به حضرت علی اشاره کرده و فرمود : آیا این را می بینی ؟ عرض کرد بلی فرمود: هر کس او را دوست بدارد ولی خداست ، پس با او دوستی نما و دشمن او دشمن خداست .پس با دشمن او دشمن باش و با دوست او نیز دوست باش هر چند قاتل پدر  و فرزندانت باشد و با دشمن او دشمن  باش هر چند پدر و فرزندت باشد. ( عیون اخبار الرضا (ع) باب 28 )

 

از خدا خواهم که در هنگام مرگ و احتضار

                         بر زبان گردد روانم حرف آخر یا علی

پس چو در قبرم ملک پرسد ز مولا و امام

                       گویمش والله علی ، باالله علی ، تالله علی