قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

عبدالرضا هلالی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زمینه های سعادت و شقاوت انسان به عبارت دیگر عاقبت به خیری و  عاقبت به شری هرکس به دست خود اوست ، هر انسان با درک فضایل اخلاقی خود و کمالات انسانی اش می تواند نجات پیدا کند و به وسیلهء همان اعمال زمینه های بدبختی خود را فراهم کند.( حضرت صادق ( ع ) درجواب سوأل شخصی که پرسید ملائکه بالاترند یا انسان فرمودند امیرالمؤمنین فرمود: خداوند در فرشتگان فقط عقل را نهاده نه خواهشهای نفسانی و در چهارپایان شهوت را قرار داد بدون عقل و در فرزندان آدم هر دو را نهاد . پس کسی که بر شهواتش غلبه کرد از فرشتگان بالاتر و هر که شهوتش بر او چیره شد از چهارپایان بدتر است .)

بلعم بن باعورا اسم اعظم پروردگار را می دانست و به همین سبب مستجاب الدعوة شده بود ، او نهایت زهد و تقوی بود؛ اما به دستور فرعون زمان خود عمل کرد و موسی را نفرین نمود ، او با این تصمیم تمام اعمال گذشته اش را بر باد داد و به تعبیر قرآن وقتی در مکان دعا قرار گرفت زبانش همچون زبان سگ از دهان بیرون افتاد و آخرت خود را به دنیا فروخت.

برصیصای عابد ٧٠ سال عبادت خدا رو کرد و مستجاب الدعوة شده بود، دختر جوان پادشاه مریض شد و بیماریش نا علاج ، او را آوردند و برصیصای عابد برایش دعا کرد و دختر شفاء گرفت ، نفس بر او چیره شد و با آن دختر عمل منافی عفت انجام  داد و او را به قتل رساند سپس زیر پای خود دفن نمود ، شیطان سر راه برادران دختر قرار  گرفت و ماجرا رابرای آنان بازگو کرد ،سر انجام عابد مشهور رو گرفتند و به دستور حاکم وقت به دار آویختند . شیطان ظاهر شد و از او خواست که اگر می خواهی نجاتت دهم به من سجده ای کن او گفت بالای دار که نمی شود سجده کرد شیطان گفت با چشم بستن و باز کردن سجده کن ، او چنین کرد و در حالی که کافر شده بود طناب دار را کشیدند و از دنیا رفت ...

در حادثهء کربلا از هنگام حرکت سیدالشهدا تا لحظه ء شهادت افرادی بودند که عاقبت به خیر شدند و نجات پیدا کردند حربن یزید ریاحی و دو برادر  به نام سعدبن حارث و ابوالحُتُوف بن حارث را می توان از عاقبت به خیران  کربلا شمرد...

آری اشتیاق به دنیا و دل بستگی به آن انسان را بیچاره می کند امام اولمان می فرماید از عشق به دنیا بپرهیز که برای تو بدبختی و گرفتاری می آورد و موجب می شود که آنچه را ماندنی است ( آخرت ) به آنچه رفتنی است ( دنیا ) بفروشی ، مردی از یاران  ابی عبدالله به نام یزیدبن حُصَین همدانی از مردان زاهد و وارسته از امام درخواست کرد تا با عمربن سعد در مورد آب مذاکره کند. عمر بن سعد در جواب یار امام گفت : ای مرد همدانی من در خود این گذشت را نمی بینم که بتوانم از حکومت ری چشم پوشی کنم. مرد همدانی گفت : تو آب فرات را که حیوانات این وادی می نوشند بر آنان مضایقه کرده ای ؟ آنان فرزندان رسول خدایند !!! عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت : ای مرد همدانی من می دانم آزار این خاندان حرام است ؛ من در لحظات حساسی قرار دارم و نمی دانم چه کنم آیا حکومت ری را رها کنم ؟ یزید بن حصین همدانی بازگشت و عرض کرد به امام که او شما را  به خاطر رسیدن به حکومت ری می خواهد به قتل برساند ، آری آنها ماندنیها را فروختند و رفتنیها را خریدند و در این معامله سودی نبردند و لذت چند ساعته ای را به خفّت آخرت خریدند .

عمر سعد اول کسی بود که به خاطر حُب دنیا و ریاست تیر به سوی فرزند پیغمبر خدا و سپاهش انداخت . وَلا تَکونوا کالّذینَ نَسُواالله فَاَنساهُم اَنفُسَهُم اولئک هم الفاسقون .... و نباشید مانند کسانی که خدا را فراموش کردند و در نتیجه دچار خود فراموشی شدند اینان فاسقانند..... سورهء حشر آیهء ١٩ .

 

 

یا علی مدد