قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

محرم , حرکت از نو!
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

١)می بینی که بسیار ناگهانی اتفاق می افتد ! انگار سلولهای خاکستری مغز آزادگان دنیا ، همه با هم سیاهپوش می شوند ! در مشهود هیچ عارفی ، در غواصیهای هیچ فیلسوفی و در تحسین هیچ شاعری ، حدّ و اندازهء درک چگونگی این تبدّل را .نخواهی یافت... این قصّه و این غصّه با سه نقطه آغاز می شود و با سه نقطه به بی نهایت وصل می شود...(( محّرم )) عهد خداوند است و خدای واحد قهّار ، برای وفای به عهد از همه اولی تر است .(( لِمَنِ المُلکَ الیّوم ؟ لله الواحد القهّار ! . 

٢) نزدیک تر می شویم . آنقدر نزدیک که عرق شرم بریزیم . به خود اجازه نمیدهیم که زانو به زانوی این معصومیت بنشینم. ولی امر اوست که نزدیک تر و نزدیک تر برویم تا اینکه عرق شرم دلمان از دیده سرازیر شود !

دست (( تفکر )) کوتاه تر از آن است که به دامن بلند این خورشید ، برسد .

چشم (( شهود )) بی تحمل تر از آن است که به ساحت مشعشع این خورشید نظاره کند .

پای (( تخیل )) لنگ تر از آن است که به قلّه آتشفشانی این خورشید عزم طواف کند.

دست و چشم و پای را به کنار نهاده و (( سایه )) می شویم. مثل سایه ،  نزدیک و نزدیک تر می شویم. 

(( وَ نَحنُِ اَقرَبُ اِلَیهِ مِن حَبلِ الورید )) 

٣) پیش از همه و بیش از همه ، خود بر خود گریستند ! آل الله علیهم صلوات الله را میگوییم که  عُمق فاجعه را می دانند. اگر هدف خلقت ، عبادت و معرفت نبود ، می شد به قهرمانی آن بلند پروازها شادی کرد... امّا ، حکمت اقتضا می کند که همهء شادی حقیقی ، در چهرهء غم و اندوه جلوه کند. همانگونه که پیروزی آنها در لباس شکست ظاهری نمایان شده است . فرمودند: اگر دنیا با همهء زینت هایش ارزشمند بود ، به دشمنان اهل البیت نمی رسید. وجز این نیست : 

فلک به مردم نادان دهد ذمام امور 

تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس 

(( آنجا که خلیفهء امت یزید باشد ، عَلَی الاسلام ، السلام !))

۴) اسلام ، که تنها  دین مقبول است ، باقی نماند مگر به خون خدا ، تیغهای آخته نیز به امر امام بریدند و قطعه قطعه کردند. (( فَیا سُِیُوفُ خُذینی )) محرّم ، مکتب تضمین است محرّم ، یک ویروس کش دائمی و به روز شونده است . محرّم ، یک دورهء تاریخی نیست ، بلکه همهء تاریخ در آن دورهء کوتاه مشغول طواف است . محرّم ، رستاخیز فطرت هاست . محرّم ابتدایی است که انتها ندارد . محرّم ، جمع لفظ و معنا و حقیقت بود . محرّم ، حیّ لایموت است . محرّم ، حج خدای خانه است... که فرمود: (( اَتِموُّا الحَجَ وَالعُمرة لله )) حسین علیه السلام ، حج همهء تاریخ را در کربلا تمام کرد آنهم (( لِلّه )) ! و این سپیدی هیچگاه ، زیر دِ ینِ خاکستر نشینان دنیا نمی ماند.

و از باد و باران نبینند گزند : |(( وَ حَفظَناها مِن کُلِ شَیطانِ رجیم ) و دست یاغی زمان و زمین را قدرت آن نیست که بر چهرهء نورانی این ظهور دائمی ، لکه ای بیاندازد . محرّم ، نمایش بقای وجه الله است. هر که میخواهد در این جبروت ، خراشی بیاندازد ، به آخرت یزید ، چنگ افکنده است . محرّم ، همهء دنیا را فتح نموده است. خواه به خون ، خواه به اشک . و عجیب نیست که به هر جا نظر کنی محرّم را خواهی دید..... فَاینَما تُوَلُوا فَثَمََّ وَجهُ الله

۵) حرکت از نو! سؤالی که همگان با آن مواجهیم این است : ما کجای این معرکه ایستاده ایم ؟! اگر در زلالی اشکها دقت کنیم ، رنگ خون را و رگه های حماسه را بی پرده خواهیم دید . هر فرد، یک مسئولیت است این قانون عاشورا است : (( مسئولیت )) . هر که در هر لباس و در هر نقاب ، نمی تواند از زیر بار (( مسئولیت )) شانه خالی کند . همه باید تکلیف خود را با بت های ظاهر و باطن روشن کنند . عاشورا ، علامت سؤال بزرگ خدا روی تمام عقلها و قلب هاست : به چه می اندیشی و عاطفه ات را خرج کدام قلب می کنی ؟! یا حسین و زینبی هست یا یزیدی ؟ چاره ای جز انتخاب نداری ! دو قطب دائمی این سؤال ((حرّ )) و عمر سعدند! تو کدامی ؟ حرّ یا ....؟ امواج خروشان محرّم ، سال به سال تو را به انتخاب وا می دارد... محرّم ، یعنی حرکت از نو!