قبله هفتم

وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی

ملک الموت فرشته است نه... ( عبدالرضا هلالی)
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند که قصد ندارم به چچنین صحبتهایی چه خوب و چه بد پاسخ بدهم ... و ترجیح میدهم بیشتر مطالبی را در وبلاگم بگذارم که برای خودم و شما مفید باشد ، امّا... ، ایکاش با توهین به من مشکلات دنیوی و اخرویّت حل میشد ، خداوند مذاقت را هم در این دنیا و هم در آن دنیا تلخ کند . حقیقتا بیا کاری برای نفس خودت بکن توصیه می کنم به درس اخلاق استادی برو  و برای توهین هایی که میکنی با بزرگی مشورت کن ، که آنان انشاءالله طبیبان نفس تو خواهند بود  و حتما دارویی برای این بیماری مهلک نفسانیّت سراغ دارند . و درنهایت بدامن اهل بیّت چنگ بزن

هر چند که همان حافظ علیه الرّحمه فرمودند :

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک         چو درد تو نبیند که را دوا بکند

و برای من هم دعا کن   ، والله قسم کمتر از آنم که به خاطرم مرتکب گناه و غیبت شوی دنیا و آخرتت را تباه نکن و پی کسب معرفت باش و خودشناسی را سر لوحهء کار خود کن تا بفهمی شما بزرگتر از آنی که به این برخوردها  روی بیاوری .

و امّا ، اگر بغض تو به خاطر آن قطعه فیلم است که صحبتی با تو دارم ، خداوند قاهر است همه می دانیم ، یعنی کسیکه که مسلمان باشد و خداوند او را رها نکرده باشد قهرن خداوند او را در امتحان قرار می دهد . خداوند با این فتنه ای که به پا شد که مسلما تقدیر او بوده است   انشا ءالله من را به صبر کردن در بلا مورد امتحان قرار داده است و شما را به عمل کردن به دین و سیرهء اهل بیت ، پس من صبر پیشه می کنم و امیدوارم که خداوند به مدد خود مرا در این امتحان بس عظیم سر بلند گرداند ، ولی شما هم بروید در خودتان نظر کنید و کتاب وجودتان را مطالعه کنید ، همانطور که در قرآن کریم فرمود : (( اقراء کتابک )) ...

ببینید که در این امتحان موّفق شدید و یا به راحتی با تهمت زدن ،غیبت کردن و آبروی مسلمانی را بردن و افشای سرّ و انتشار خصوصی ترین مسائل زندگی بنده ای از بندگان خدا که همگی آنان حقّ الناس است مرتکب سخیف  ترین گناهان شدید نه رضای هلالی هر کسی... ، دین و دنیا و آخرتتان را به نفس امارهء خود فروختید ، به چه قیمتی ؟

و در آخر برای تو و خود  از زبان حافظ دعا می کنم :

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                            آیا شود که گوشه ء چشمی به ما کنند

در دم نهفته به ز طبیبان مدّعی                              باشد که از خزانهء غیبم دوا کنند